الهه ناز
بــــاز ای الهه ناز
با دل من بســـاز
كين غم جانگداز
برود ز برم
گــــــر دل من نياسود
از گناه تو بود
بيا تا ز سر
گنهت گذرم
بــــاز می كنم دست ياری بسويت دراز
بيا تا غم خود را با راز و نياز
ز خاطر ببرم
گــــر نكند تير خشمت دلم را هدف
بخدا همچون مرغ پرشور و شعف
بسويت بپرم
آنكه او به غمت دل بندد چون من كيست
ناز تو بيش از اين بهر چيست
تو الهه نازی ، در بزمم بنشين
من تورا وفادارم ، بيا كه جز اين
نباشد هنرم
اين همه بی وفايی ندارد ثمر
بخدا اگر از من نگيری خبر
نيابی اثرم
کریم فکور
+ نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 15:53 توسط غم دل