اولین و آخرین
خورشيد جاودانه می درخشد در مدار خويش
مانيم که يا جای پای خود می نهيم و غروب می کنيم
هر پسين
اين روشنای خاطر آشوب در افق های تاريک دور دست
نگاه ساده فريب کيست که همراه با زمين
مرا به طلوعی دوباره می کشاند...؟
ای راز
ای رمز
ای همه روزهای عمر مرا اولين و آخرين
حسین پناهی
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 0:18 توسط غم دل