می آید...!
خواب ديدم كه شبی رهگذری می آيد
"شب دلتنگ مرا سر زده می آرايد"
می رسد تا كه پس از اين همه دلتنگی ها
گره از بغض غزل های ترم بگشايد
اين همه شور كه در ذهن غزل های من است
بوی ياسی ست كه از هرم تنش می آيد
غزلم نذر نگاهت مددی كن؛ چنديست
"مرگ دارد تن خود را به تنم می سايد"
حمزه ياسمی